تبلیغات
ادبیات-شعر-مناجات
 
ادبیات-شعر-مناجات
iهرکس که هوای کوی دلبر دارد _ از سر بنهدهر آنچه در سر دارد_ ورنه بهزار چلّه ار بنشیند_ سودش ندهد که نفس کافر دارد
 
 

  









نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1391 :: توسط : نادر شیرازی

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی /  چه زیان تو را که من هم   برسم به آرزویی

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا /  تو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویی

همه خوش از آنکه مطرب بزند به تار چنگی / من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی

به کسی جمال خود را ننموده ای و دانم /  همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

چه شود که از ترحم دمی ای سحاب رحمت /  من خشک  لب هم آخر ز تو تر کنم گلویی

چه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی / چه شود که کام جوید ز لب تو کامجویی

به ره تو بس که نالم زغم تو بس که مویم /  شده ام ز ناله نالی شده ام ز مویه مویی

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت /  سر خم می سلامت شکند اگر سبویی

نه به باغ ره دهندم که گلی به کام بویم  /   نه دماغ آنکه از گل شنوم به باغ بویی

بنموده تیره روزم ستم سیاه چشمی  /       بنموده مو سپیدم صنم سپید رویی

ز چه شیخ پاکدامن سوی مسجدم نخواند  / رخ شیخ و سجده گاهی سر ما و خاک کویی

نظری کن سوی رضوانی دردمند مسکین /    که به جز درت امیدش نبود به هیچ سویی





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 29 خرداد 1394 :: توسط : نادر شیرازی





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 29 خرداد 1394 :: توسط : نادر شیرازی






نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 29 خرداد 1394 :: توسط : نادر شیرازی









نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 29 خرداد 1394 :: توسط : نادر شیرازی





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 29 خرداد 1394 :: توسط : نادر شیرازی

















نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 27 خرداد 1394 :: توسط : نادر شیرازی
















نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 27 خرداد 1394 :: توسط : نادر شیرازی

بر مولایمان امام صادق وارد شدیم، دیدیم كه بر خاك نشسته و قبای خیبرى طوقدار بى‏ گریبان آستین كوتاهى در بر دارد و مانند مادر فرزند مرده شیداى جگر سوخته ‏اى مى‏ گرید و اندوه چهره اش را پرکرده و گونه ‏هایش دگرگون شده و دیدگانش پر از اشك است...

ناله جانسوز امام صادق برای غیبت امام مهدی علیهما السلام

مرحوم شیخ صدوق در کتاب کمال الدین روایتی را با این مضمون نقل می کند که سدیر صیرفی (از یاران خاص امام صادق علیه السلام) می گوید: من و مفضّل بن عمر و ابو بصیر و ابان بن تغلب بر مولایمان امام صادق وارد شدیم، دیدیم كه بر خاك نشسته و قبای خیبرى طوقدار بى‏ گریبان آستین كوتاهى در بر دارد و مانند مادر فرزند مرده شیداى جگر سوخته ‏اى مى‏ گرید و اندوه چهره اش را پرکرده و گونه ‏هایش دگرگون شده و دیدگانش پر از اشك است و مى‏ گوید:




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 12 خرداد 1394 :: توسط : نادر شیرازی




از غم دوست، در این میكده فریاد كشم داد رس نیست كـه در هجر رخش داد كشم
داد و بیداد كه در محفل ما رندى نیست كه برش شكوه بــرم، داد ز بیداد كشم
شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا با صفا منّت آن را كـه به من داد، كشم
عاشقم، عاشق روى تو، نه چیز دگرى بار هجران و وصالت به دل شاد، كشم
در غمت اى گل وحشىِ من، اى خسرو من جـور مجنون ببرم، تیشه فرهاد كشم
مُردم از زندگىِ بى تو كه با من هستى طرفه سرّى است كه باید برِ استاد كشم
سالها مى گذرد، حادثه ها مى آید انتظار فرج از نیمه خرداد كشم






برگرفته شده از سایت انصارالخمینی (ره) 




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 12 خرداد 1394 :: توسط : نادر شیرازی

16.gif


8.gif





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 9 خرداد 1394 :: توسط : نادر شیرازی

عباس به چه معناست و چرا او را ابوالفضل می نامیدند؟


پس از این که نوزاد خانه علی(ع)به عرصه گیتی گام نهاد، او را در قنداقه ای نهادند و به دست حضرت دادند. چشم ها منتظر و دل ها بی قرار بود تا ببینند امام، نوزادش را چه می نامد. آن حضرت نام عباس را را برگزید. عباس در اصطلاح عرب از ماده عَبَسَ به معنای «درهم کشیدن بشره و گرفتگی صورت» است. برخی عباس را به معنای شیری گرفته اند که دیگر شیرها از او می گریزند و برخی دیگر ان را «الاسد الغضبان؛ شیر خشمگین» ترجمه کرده اند. از آن جا امام علی(ع) از شجاعت و شکوه ایستادگی و پایمردی عباس(ع) در پیکار با دشمنان حقیقت آگاهی کامل داشت، او را عباس نامید.

به گزارش خبرآنلاین،در منابع بسیاری، کنیه حضرت عباس(ع) را ابوالفضل بر شمرده اند که در بین کنیه های ایشان، ابوالفضل (= ابوفاضل، ابوالفضائل) مشهورترین است اما دیگر کنیه های او یا غیر مشهور هستند و یا این که پس از واقعه کربلا حضرت را بدان خوانده اند. در مورد این کنیه بحث وجود دارد که آیا این کنیه واقعی بوده و ایشان پدر فرزندی به نام فضل بوده اند یا اینکه این کنیه اعتباری و در واقع لقبی بوده است که به شکل کنیه به او نسبت داده اند. 





نوشته اند در خاندان بنی هاشم هر که عباس نام داشته او را ابوالفضل کنیه می نهادند؛ همان گونه که عباس بن عبدالمطّلب و عباس بن ربیعة بن الحارث بن عبدالمطّلب و ... نیز مکنّی به همین کنیه بوده اند که گفته ای مقبول و موجّه به نظر می رسد.




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 2 خرداد 1394 :: توسط : نادر شیرازی










نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 :: توسط : نادر شیرازی

















نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 :: توسط : نادر شیرازی
















نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 :: توسط : نادر شیرازی















نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 :: توسط : نادر شیرازی
( کل صفحات : 26 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: نادر شیرازی
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
نظرسنجی
با سلام- ضمن تشکر از شما لطفاجهت ارتقاء سطح کیفی مطالب وبلاگ نظر خود را بیان کنید. با تشکر





آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو