تبلیغات
ادبیات-شعر-مناجات
 
ادبیات-شعر-مناجات
iهرکس که هوای کوی دلبر دارد _ از سر بنهدهر آنچه در سر دارد_ ورنه بهزار چلّه ار بنشیند_ سودش ندهد که نفس کافر دارد
 
 

  









نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1391 :: توسط : نادر شیرازی


*

دوست میدارم که با خویشان خود بیگانه باشم
همدم عقلم چرا همصحبت دیوانه باشم
دل به هر کس کی سپارم من در دلها مقیم
تا نتوانم شمع مجلس شد چرا پروانه باشم
آزمودم آشنایان را فغان از آشنایی
آرزومندم که با هر آشنا بیگانه باشم
مرغ خوشخوانم وگر در حلقه زاغان نشینم
کی توانم لحظه ای در نغمه مستانه باشم
مردمی گم شد میان آشنایان از تو پرسم
با چنین نامردمان بیگانه باشم یا نباشم  

مهدی سهیلی

 *





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 14 دی 1393 :: توسط : نادر شیرازی









نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 14 دی 1393 :: توسط : نادر شیرازی

زمین و آسمان مكه آن شب نورباران بود

و موج عطر گل در پرنیان باد می پیچید-

امید زندگی در جان موجودات می‌جوشید -  

هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود...

شبی مرموز و رؤیایی     

به شهر مكه مهد پاكجانان، دختر مهتاب می‌خندید

شبانگه ساحت "ام‌القری" در خواب می‌خندید

ز باغ آسمان نیلگون صاف و مهتابی-   

دمادم بس ستاره می‌شکفت و آسمان پولك نشان می‌شد  

صدای حمد و تهلیل شباویزان خوش آهنگ-   

به سوی كهكشان می‌شد...

*

دل سیاره‌ها در آسمان حال تپیدن داشت -  

و دست باغبان آفرینش در چنان حالت -   

سر "گل آفریدن" داشت

*

شگفتیخانه ی "ام‌القری" در انتظار رویدادی بود           

شب جهل و ستمكاری -  

به امیّد طلوع بامدادی بود    

سراسر، دستگاه آفرینش اضطرابی داشت    

و نبض كائنات از انتظاری دم به دم می‌زد   

همه سیاره‌ها در گوش هم آهسته می‌گفتند         

كه: امشب نیمه شب، خورشید می‌تابد      

ز شرق آفرینش اختر امیّد می‌تابد   

در آن حال " آمنه " در عالم سرگشتگی می‌دید:

به بام خانه‌اش بس آبشار نور می‌بارد

و هر دم یك ستاره در سرایش می‌چكد رنگین و نورانی    

و زین قدرت نمایی‌ها نصیب او-       

شگفتی بود و حیرانی  

*   

در آن دم مرغكی را دید با پرهای یاقوتی و منقاری زمرد فام    

كه سویش پركشید از بام

و در صحن سرا پر زد        

و پرهای پرندین را به پهلوی زن درد آشنا سائید   

به ناگه درد او آرام شد، آرام

به كوته لحظه‌ای گرداند سر را " آمنه " با هاله ی امید    

تنش نیرو گرفت و در دلش نور خدا تابید      

چو دید آن حاصل كون و مكان و لطف سرمد را-    

دو چشمش برق زد تا دید رخشانچهر احمد را      

شنید از هر كران عطر دلاویز محمد را

سپس بشنید این گفتار وحی‌آمیز : 

الا ای " آمنه " ! ای مادر پیغمبر خاتم !   

سرایت خانة توحید ما باد و مشیّد باد       

سعادت همره جان تو و جان محمد باد 

*      

بدو بخشیده‌ایم ای" آمنه "  ای مادر تقوا !      

صدای دلكش "داود" و حب "دانیال" و عصمت "یحیی"   

به فرزند تو بخشیدیم:     

كردار "خلیل" و قول "اسماعیل" و حسن چهره ی" یوسف "  

شكیب "موسی عمران" و زهد و عفت "عیسی"

بدو دادیم خُلق" آدم " و نیروی "نوح" و طاعت "یونس"    

وقار و صولت "الیاس" و صبر بی‌حد" ایوب"   

بود فرزند تو یكتا

 بود دلبند تو محبوب  

سراسر پاك...

 سراپا خوب...

*

دو گوش "آمنه" بر وحی ذات پاك سرمد بود 

دو چشم آمنه در چشم رخشان "محمد"  بود    

كه ناگه دید روی دخترانی آسمانی را -

به دست این یكی ابریق سیمین ،در كف آن دیگری طشت زمرد بود    

دگر حوری، پرندی چون گل مهتاب در كف داشت

"محمد"را چو مروارید غلتان شست و شو دادند

به نام پاك یزدان بوسه ها بر روی او دادند

سپس از آستین كردند بیرون "دست قدرت" را              

زدند از سوی درگاه خداوندی    

میان شانه‌های حضرتش "مهر نبوت" را     

سپس در پرنیانی نقره‌گون، آرام پیچیدند

وز آنجا آسمانی دختران، بر عرش كوچیدند

*

همان شب قصه پردازان ایرانی خبر دادند :

كه آمد تك سواری در" مدائن" سوی "نوشروان"

 و گفت: ای پادشه! " آتشكده ی آذرگشسب" ما

كه صدها سال روشن بود 

هم امشب ناگهان خاموش شد... خاموش...   

به "یثرب" یك "یهودی" بر فراز قلعه‌ای فریاد را سر داد:

كه امشب اختری تابنده پیدا شد  

و این نجم درخشان، اختر فرزند عبدالله _   

نوین پیغمبر پاك خداوند ست    

و انسانی كرامند ست.    

یكی مرد عرب، اما بیابانگرد و صحرایی    

قدم بگذاشت در "ام‌القری" وین شعر خوش برخواند:

"كه ای یاران مگر دیشب به خواب مرگ پیوستید؟    

چه كس دید از شما آن روشنان آسمانی را؟         

كه دید از "مكیان" آن ماهتاب پرنیانی را؟  

زمین و آسمان "مكه" دیشب نورباران بود     

هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود

بیابان بود و تنهایی و من دیدم     

كه از هر سو ستاره در زمین ما فرود آمد   

به چشم خویش دیدم ماه را از جای خود كندند     

ز هر سو در بیابان عطر مشك و بوی عود آمد    

بیابان بود و من، اما چه مهتاب دلارایی !   

بیابان بود و من، اما چه اخترهای زیبایی !         

بیابان رازها دارد، ولی در شهر ،آن اسرار، پیدا نیست     

بیابان نقش‌ها دارد كه در شهر آشكارا نیست        

كجا بودید ای یاران؟!

كه دیشب آسمانی‌ها زمین "مكه" را كردند گلباران      

ولی گل نه، ستاره بود جای گل       

زمین و آسمان "مكه" دیشب نورباران بود    

هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود "

*

به شعر آن عرب، مردم همه حالی عجب دیدند     

به آهنگ عرب این شعر را خواندند و رقصیدند:    

كه ای یاران مگر دیشب به خواب مرگ پیوستید؟    

چه كس دید از شما آن روشنان آسمانی را؟         

كه دید از "مكیان" آن ماهتاب پرنیانی را؟  بیابان بود و تنهایی و من دیدم     

كه از هر سو ستاره در زمین ما فرود آمد   

به چشم خویش دیدم ماه را از جای خود كندند     

ز هر سو در بیابان عطر مشك و بوی عود آمد    

بیابان بود و من، اما چه مهتاب دلارایی !   

بیابان بود و من، اما چه اخترهای زیبایی !         

بیابان رازها دارد، ولی در شهر ،آن اسرار، پیدا نیست     

بیابان نقش‌ها دارد كه در شهر آشكارا نیست        

كجا بودید ای یاران؟!

كه دیشب آسمانی‌ها زمین "مكه" را كردند گلباران      

ولی گل نه، ستاره بود جای گل       

زمین و آسمان "مكه" دیشب نورباران بود    

هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود   

*   

روانت شادمان بادا ! 

كجایی ای عرب ای ساربان پیر صحرایی؟

كجایی ای بیابانگرد روشن رای بطحایی؟     

كه اینك بر فراز چرخ، یابی نام "احمد" را    

و در هر موج بینی اوج گلبانگ "محمد" را       

"محمد" زنده و جاوید خواهد ماند     

"محمد" تا ابد تابنده چون خورشید خواهد ماند

جهانی نیك می‌داند  

كه نامی همچو نام پاك "پیغمبر" مؤید نیست        

و مردی زیر این سبز آسمان، همتای" احمد" نیست  

زمین ویرانه باد و سرنگون باد آسمان پیر

اگر بینیم روزی در جهان نام "محمد" نیست






نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 14 دی 1393 :: توسط : نادر شیرازی

سلام بر لبان تشنه امام حسین علیه السلام




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 9 آذر 1393 :: توسط : نادر شیرازی

    تصاویر متحرک زیبای محرم  /><br /></a><br /><br /><br /><br /><a href=   تصاویر متحرک زیبای محرم  /></a><br /><br /><br /><br /><a href=
تصاویر متحرک زیبای محرم  /></a><br /><br /><br /><br /><a href=تصاویر متحرک زیبای محرم  /></a><br /><br /><br /><br /><a href=   




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 4 آبان 1393 :: توسط : نادر شیرازی

گالری عکس های محرم


گالری عکس های محرم

گالری عکس های محرم

گالری عکس های محرم

گالری عکس های محرم





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 4 آبان 1393 :: توسط : نادر شیرازی









نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 19 مهر 1393 :: توسط : نادر شیرازی

وبلاگ جملات حکیمانه

دل به دلبر گر سپاری دل بری
دل بری کن تا بیابی دلبری
هرکه انسانست از این سان خوانمش
آن چنان انسان بسی به از پری
از سر سر در گذر چون عاشقان
عشقبازی نیست کار سرسری
گر بیاری جام می یابی ز ما
هر چه آری نزد ما آن را بری
جان به جانان ده بسی نامش مبر
حیف باشد نام جائی گر بری
چون خلیل الله همه بتها شکن
تا نباشی بت پرست آذری
نعمت الله را اگر یابی خوشست
زان که دارد معجز پیغمبری  شاه نعمت الله ولی

 

ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم
ما باده پرستیم و از این خلق جدائیم
بر طور وجودیم چو موسی شده ازدست
بی پا و سر آشفته و جویای لقائیم
روحیم که در جسم نباشد که نباشیم
موجیم که در بحر به یک جای نیائیم
در صومعهٔ سینهٔ ما یار مقیمست
ما از نظرش صوفی صافی صفائیم
ما غرق محیطیم نجوئیم دگر آب
ای بر لب ساحل تو چه دانی که کجائیم
مائیم که از سایه گذشتیم دگر بار
ما سایه نجوئیم همائیم همائیم
مائیم که از ما و منی هیچ نماندست
در عین بقائیم و منزه ز فنائیم
گاهی چو هلالیم و گهی بدر منیریم
گاهی شده در غرب و گه از شرق برائیم
سید چه کنی راز نهان فاش نگفتیم
در خود نگرستیم خدائیم خدائیم شاه نعمت‌الله ولی

 

ای آنکه طلب کار خدایی به خود آ
از خود بطلب کز تو خدا نیست جدا
اول به خود آ چون به خود آیی به خدا
اقرار بیاری به خدایی خدا شاه نعمت الله ولی

 

عین دریائیم و دریا عین ما                          
نیست مارا ابتدا و انتها 
بر درمیخانه مست افتاده ایم           
خانه ما خوشتر است از دو سرا 
بینوایان خوش نوایی یافتند               
بینوا شو گر همی خواهی خدا 
گفته ی مستانه مارا بخوان           
عاشقانه خوش سرودی می سرا 
درد مندیم و دوای درد ماست                 
درد ما هم درد ما باشد دوا 
سر به پای خم می بنهاده ایم          
بی حجاب ای عارف عاشق بیا 
در طریقت خرقه ایی پوشیده ایم                 
دست ما و دامن آل عبا 
نعمت الله ساقی و ما رند مست            
گو بیا یاری که دارد ذوق ما 
در همه عالم به چشم ما ببین                     
سیدت آئینه گیتی نما شاه نعمت الله ولی

 

کار دل در عشقبازی بندگی است
بندگی در عاشقی پایندگی است
بندهٔ فرمان و فرمان می دهیم
وین شهنشاهی ما زان بندگی است
همچو زلفش سر به پا افکنده ایم
این سرافرازی از آن افکندگی است
گر مرا بینی به غم دل شاد دار
کان غم عشق است و از فرخندگی است
مردهٔ دردیم و درمان در دل است
کشتهٔ عشقیم و عین زندگی است
سید ار جان بخشد از عشقش رواست
عاشقان را کار جان بخشندگی است شاه نعمت الله ولی

 

عشق است که جان عاشقان زنده از اوست
نوری است که آفتاب تابنده از اوست
هر چیز که در غیب و شهادت یابی
موجود بود ز عشق و پاینده از اوست شاه نعمت‌الله ولی

 

ذکر حق ای یار من بسیار کن
تا توانی کار خوش در کار کن
پاک باش و بی وضو یک دم مباش
جز که با پاکان دمی همدم مباش
دور باش از مجلس نقش خیال
صحبتی می دار با اهل کمال
یک سر موئی خلاف دین مکن
ور کند شخصی تو اش تحسین مکن
رهروان راه حق را دوست دار
رهروی می جو و راهی می سپار
گر بیابی جامی از زر یا سفال
نوش کن از هر دو جام آب زلال... شاه نعمت الله ولی






نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 15 مهر 1393 :: توسط : نادر شیرازی


وبلاگ جملات حکیمانه


مــن  غلام  قمــرم ، غیـــر  قمـــر  هیــــچ  مگو 
پیش مـــن جــز سخن شمع و شكــر هیچ مگو 
سخن رنج مگو ،جز سخن گنج مگو 
ور از این بی خبری رنج مبر ، هیچ مگو 
دوش دیوانه شدم ، عشق مرا دید و بگفت 
آمـــدم ، نعـــره مــزن ، جامه مـــدر ،هیچ مگو 
گفتــم :ای عشق مــن از چیز دگــر می ترســم 
گــفت : آن  چیـــز  دگـــر  نیست  دگـر ، هیچ  مگو 
من  به  گــوش  تـــو  سخنهای  نهان  خواهم  گفت 
ســر بجنبـــان كـــه بلـــی ، جــــز كه به سر هیچ مگو 
قمـــری ، جـــــان  صفتـــی  در  ره  دل  پیــــــدا  شـــد 
در  ره  دل  چـــه  لطیف  اســت  سفـــر  هیـــچ  مگــو 
گفتم : ای دل چه مه است ایــن ؟ دل اشارت می كرد 
كـــه  نـــه  اندازه  توســت  ایـــن  بگـــذر  هیچ  مگو 
گفتم : این روی فرشته ست عجب یا بشر است؟
گفت : این غیـــر فرشته ست و بشــر هیچ مگو 
گفتم :این چیست ؟ بگو زیر و زبر خواهم شد 
گــفت : می باش چنیــن زیرو زبر هیچ مگو 
ای نشسته در این خانه پر نقش و خیال
خیز از این خانه برو،رخت ببر،هیچ مگو
گفتم:ای دل پدری كن،نه كه این وصف خداست؟
گفت : این  هست  ولـــی  جان  پدر  هیچ  مگو
مولوی

---------------------------------------------------

ای قـوم بــه حج رفتـه کجایید کجایید
معشــوق همیــن جـاست بیایید بیایید
معشــوق تــو  همسـایه و دیــوار به دیوار
در بادیه ســـرگشته شمـــا  در چــه هوایید
گــر صـــورت  بی‌صـــورت  معشـــوق  ببینیــد
هــم خـــواجه و هــم خانه و هم کعبه شمایید
ده  بـــــار  از  آن  راه  بـــدان  خـــانه  بـــرفتیــــد
یــک  بـــار  از  ایـــن  خانــه  بــر  این  بام  برآیید
آن  خانــــه  لطیفست  نشان‌هـــاش  بگفتیــد
از خــواجــــه آن خــــانـــــه نشانـــی بنماییـــد
یک دستـــه گــل کــو اگـــر آن بـــــاغ بدیدیت
یک گـــوهر جــــان کـــو اگـــر از بحر خدایید
با ایــــن همـه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
مولوی

----------------------------------------------------------

حیلت رها کن عاشقــا دیوانه شو دیوانه شو
و انـدر دل آتش درآ پــــروانـه شــو پروانــــــه شو
هــم خــویش را بیگـــانه کن هم خانه را ویرانه کن
و آنگه بیا با عاشقان هم خانـه شـو هم خانه شــو
رو سینــه را چـون سینه ها هفت آب شو از کینه ها
و آنگـــه شراب عشــق را پیمانـــه شــــو  پیمانــه شـو
باید  کـــه  جملــه  جــان  شــوی  تا  لایق  جانان  شوی
گـــر ســوی مستــان میــروی مستانه شـــو مستانه شو...
مولوی

 

هلـــه  نومیـــد  نباشی  کـــه  تـــو  را  یـــار  بــراند
گـــرت  امروز  بـــراند  نــه  کـــه  فـــردات  بخواند
در  اگر  بر  تو  ببندد  مرو  و  صبر کـــن  آن جا
ز پس صبر تـــو را او به ســـر  صـــدر  نشاند
و اگــر  بر تو ببندد  همه  ره‌ها  و  گذرهــا
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند...
مولوی

 

ای دوست قبولم کن وجانم بستان
مستــم کـــن  وز هر دو جهانم بستان
بـا هـــر چـــه دلم قـــرار گیـــرد بــی تـــو
آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان...
مولوی

 

یــار مرا غار مــرا عشق جگرخوار مرا
یار تویی غـــار تویی خواجه نگهدار مرا
نوح تویی روح تــویی فاتح و مفتوح تـویی
سینـــه مشــروح تــویی بـــر در اســرار مرا
نـــور تـــویی سـور تــویی دولت منصور تـویی
مـــرغ کـــه طــور تــویی خســته بــه منقار مرا
قطـــره تویی بحــر تویی لطـف تــویی قهــر تویی
قنــد  تـــویی  زهـــر  تــویی  بیــــش  میـــازار  مرا
حجره خورشید تویی خانه ناهید تویی
روضــه اومیــد تویـــی راه  ده  ای یــار مرا
روز تــویی روزه تـــویی حـاصل دریوزه تـویی
آب تــویی کــوزه تــویی آب ده این بـــار مـــرا
دانـــه تویــی دام تــویی بــاده تویی جام تـویی
پختـــه تویی  خـــام تــویی  خـــام  بمگـــذار  مرا
این  تن  اگـــر کـــم  تــندی  راه  دلــم  کــم  زندی
راه  شــدی  تــا  نبــدی  ایـــن  همـــه  گـــفتار  مرا
مولوی








نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 15 مهر 1393 :: توسط : نادر شیرازی

اگر به پاسخ‌هایی که حضرت علی(ع) به چهار پرسش دادند در زندگی عمل کنیم در دنیا و آخرت به آرامش می‌رسیم.

به گزارش ایسنا، مردی به حضور حضرت علی (ع) رسید، عرض کرد:‌ یا امیرالمومنین ۴ سوال دارم امام فرمودند بپرس گرچه ۴۰ سوال باشد.

مرد از حضرت پرسید واجب چیست و واجب‌تر کدام است؟‌ حضرت پاسخ داد: واجب اطاعت از خدای متعال و انجام واجبات است، واجب‌تر ترک گناهان و محرمات است.

مرد در سوال دوم پرسید نزدیک چیست و نزدیک‌تر کدام است؟ حضرت پاسخ دادند: نزدیک قیام قیامت است و نزدیک‌تر مرگ است.

مرد پرسید عجیب چیست و عجیب‌تر کدام است؟ حضرت پاسخ دادند: عجیب دنیا (با تغییرات و دگرگونی‌هایی که در اوست) عجیب‌تر علاقه و محبت به دنیا است.

در سوال آخر مرد از حضرت علی (ع) پرسید سخت چیست و سخت‌تر کدام است؟ حضرت پاسخ دادند: سخت ساعت ورود در قبر است و سخت‌تر از آن دخول در قبر بدون زاد و توشه است.

منبع:

کتاب مجموعه الاخبار



نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 2 مهر 1393 :: توسط : نادر شیرازی

امام زین‌العابدین علیه‌السلام: خدایا! عمر فرزندان مرا را طولانی گردان و اجل آنها را به تاخیر انداز و کوچک آنها را برومند و ناتوان آنها را نیرومند کن.

 سزاوار است انسان افزون بر تربیت و نیکی به فرزندان برای آنها دعا کند و دعایی را بخواند که از امام سجاد علیه‌السلام در این باره وارد شده است:...

خدایا! عمر آنها را طولانی گردان و اجل آنها را به تاخیر انداز و کوچک آنها را برومند و ناتوان آنها را نیرومند کن. و آنها را تندرستی بخش و به دین حق و خوی نیکو بار آور و تن و جان آنها را از گزند و آسیب و از هر چه اندیشناک باشم درباره ایشان محفوظ دار. و روزی من و روزی آنها را به دست من به فراخی عطا کن.
و آنان را نیکوکار و پارسا و صاحب بینش و پندپذیر و فرمانبردار خود و دوستدار و نیکخواه دوستانت و خصم و بدخواه و کینه جوی نسبت به دشمنانت قرار ده. آمین
...
متن حدیث:

إِلَهِی امْدُدْ لِی فِی أَعْمَارِهِمْ، وَ زِدْ لِی فِی آجَالِهِمْ، وَ رَبّ لِی صَغِیرَهُمْ، وَ قَوّ لِی ضَعِیفَهُمْ، وَ أَصِحّ لِی أَبْدَانَهُمْ وَ أَدْیَانَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ، وَ عَافِهِمْ فِی أَنْفُسِهِمْ وَ فِی جَوَارِحِهِمْ وَ فِی كُلّ مَا عُنِیتُ بِهِ مِنْ أَمْرِهِمْ، وَ أَدْرِرْ لِی وَ عَلَى یَدِی أَرْزَاقَهُمْ.
وَ اجْعَلْهُمْ أَبْرَاراً أَتْقِیَاءَ بُصَرَاءَ سَامِعِینَ مُطِیعِینَ لَكَ، وَ لِأَوْلِیَائِكَ مُحِبّینَ مُنَاصِحِینَ، وَ لِجَمِیعِ أَعْدَائِكَ مُعَانِدِینَ وَ مُبْغِضِینَ، آمِینَ.

«صحیفه کامله سجادیه، دعای۲۵»



نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 1 مهر 1393 :: توسط : نادر شیرازی

در قرآن کریم و احادیث اسلامی به روز دحوالارض (یعنی بسط و گسترش زمین) اشاره شده است و عبادت در این روز از ارزش بسیار زیادی برخوردار است طاعت و عبادت، در این شب از این جهت که مشهور نبوده و مردم کمتر، در آن به طاعت خدا مشغول می‌شوند، آن را از سایر شب‌های مشهور ممتاز می‌گرداند و باعث می‌شود دعا زودتر به اجابت برسد.
 «دحو الارض» مطابق با بیست و پنجم ماه ذی‌القعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید، از این روز، بخش‌هایی از کره زمین که سراسر از آب بود شروع به خشک شدن کرد تا کم کم به شکل یک چهارم خشکی‌های امروزی درآمد.

مطابق روایات، اولین نقطه‌ای که از زیر آب سر برآورد، مکان کعبه شریف و بیت الله الحرام بود.

زمین در آغاز به صورت پستی‌ها و بلندی‌ها یا شیب‌های تند و غیرقابل سکونت بود، بعدها باران‌های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره‌ها گستردند، اندک اندک زمین‌هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان، کشت و زرع پدید آمد، مجموع این گسترده شدن، «دحو الارض» نام‌گذاری می‌شود.

از امیرالمومنین علیه‌السلام روایت شده است که فرمودند: «نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست و پنجم ذی القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت ۱۰۰ سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت.»

به نظر برخی از مفسران، آیه ۳۰ سوره نازعات «وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا»، به همین واقعه اشاره دارد، گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده‌اند که اهمیت آن را دو چندان کرده است؛ از جمله:

- میلاد حضرت ابراهیم علی نبینا وآله وعلیه‌السلام

- میلاد حضرت عیسی مسیح علیه‌السلام

- خروج رسول اکرم (ص) از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها و نیز تمامی همسران پیامبر(ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.

- در روایتی نیز آمده است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه‌الشریف در همین روز قیام خواهد کرد.

از جمله اعمال این روز:

روز دحوالارض روز گسترش زمین روز بسیار مبارکی است و آداب و اعمال ویژه‌ای دارد؛ از جمله: روزه داشتن که ثواب ۷۰ سال عبادت را دارد، احیا و شب زنده‌داری شب دحوالارض که برابر با یک سال عبادت است، ذکر و دعا، انجام غسل به نیت روزِ دحوالارض، خواندن دو رکعت نماز، نزدیک ظهر به این کیفیت: در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره الشّمس بخواند و آنگاه بعد از سلام نماز بگوید: «لا حَوْلَ و لا قوَّهَ اِلّا بِالله العلی العظیم»

و سپس این دعا را بخواند:

یا مُقیلَ الْعَثَراتِ اَقِلْنی عَثْرَتی یا مُجیبَ الدَّعَواتِ اَجِبْ دَعْوَتی یا سامِعَ الْاَصْواتِ اِسْمَعْ صَوْتی وَ ارْحَمْنی و تَجاوَزْ عَنْ سَیئاتی وَ ما عِنْدی یا ذَالْجَلالِ وَ الْاِکْرام.

ای درگذرنده لغزش‌ها، از لغزشم درگذر! ای اجابت‌کننده دعاها! دعایم را مستجاب کن! ای شنوای آوازها! صدایم را بشنو و به من رحم کن و از بدی‌هایم و آنچه نزد من است درگذر! ای صاحب جلالت و بزرگواری.

زیارت حضرت رضا(ع) در این روز را از بهترین اعمال مستحب و از سنت‌های مؤکد شمرده‌اند.

منبع:

مفاتیح الجنان




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 30 شهریور 1393 :: توسط : نادر شیرازی

جدیدترین عکس نوشته های الهام بخش برای زندگی

جدیدترین عکس نوشته های الهام بخش برای زندگی

جدیدترین عکس نوشته های الهام بخش برای زندگی







نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 18 مرداد 1393 :: توسط : نادر شیرازی

    


 امام سجاد علیه السلام در بخشی از دعای وداع با ماه مبارک رمضان فرمودند:

درود بر تو اى بزرگترین ماه خدا، و اى عید دوستان خدا.

درود بر تو اى گرامی ترین وقت هائى که (با ما) مصاحب و یار بودى، و اى بهترین ماه در روزها و ساعتها.

درود بر تو ماهى که آرزوها در آن نزدیک است و کردار (شایسته) در آن پراکنده (فراوان) است‏.

درود بر تو ای همنشینی که چون پدید آید، احترامش بزرگ است و چون ناپدید شود فقدانش دردناک باشد.

متن حدیث:

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَکْبَرَ، وَ یَا عِیدَ أَوْلِیَائِهِ.
السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ، وَ یَا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیَّامِ وَ السَّاعَاتِ.
السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الْآمَالُ، وَ نُشِرَتْ فِیهِ الْأَعْمَالُ.
السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ قَرِینٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ أَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً.









نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 6 مرداد 1393 :: توسط : نادر شیرازی




با رسیدن روزهای پایانی ماه مبارک رمضان، آشناترین بیتی که بر ذهن و زبان ما ایرانی ها نقش می بندد شعر معروف ˈعید رمضان آمد و ماه رمضان رفت/ صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفتˈ است که تکرار آن باعث فراگیری اش در پیامک های تبریک عید فطر نیز شده است.

این در حالی است که ادبیات کهن ایران زمین پر از اشعار زیبا در خصوص این عید مبارک است و شاعرانی نظیر حافظ، سعدی، مولوی، منوچهری و فرخی سیستانی، بیدل و سنایی از قدمای شعری به این روز عظیم توجه داشته و اشعاری نغز در این خصوص سروده اند.

مولانا جلال الدین محمد بلخی، شاعر پرآوازه ایران زمین، شعرهای بسیاری در خصوص ماه مبارک رمضان و عید سعید فطر دارد و این اشعار را با طرب خاصی بیان می کند.

مولانا به واسطه طبع پرنشاط خود، نه تنها با عید که با رمضان نیز برخوردی بسیار طرب انگیز دارد. 

گویا عید مولانا، از آغاز ماه رمضان شروع می شود.

آمد ماه صیام سنجق سلطان رسید/ دست بدار از طعام ، مائده جان رسید/ جان ز قطعیت برست ، دست طبیعت ببست/ قلب ضلالت شکست ، لشکر ایمان رسید 

و این شعر او که می گوید:

عید آمد و عید آمد و آن بخت سعید آمد/ برگیر و دهل می زن ، کان ماه پدید آمد 

مولانا همچنین شعر طرب انگیز دیگری در خصوص عید سعید فطر سروده است: 

بگذشت مه روزه، عید آمد و عید آمد، بگذشت شب هجران، معشوق پدید آمد/ آن صبح چو صادق شد، عذرای تو وامق شد، معشوق تو عاشق شد، شیخ تو مرید آمد/

علاوه بر مولانا، سعدی شیرازی نیز در تودیع ماه رمضان و رسیدن عید، اشعاری را سروده است که مایه آنها حکمت خاص سعدی است.

برگ تحویل می کند رمضان، بار تودیع بر دل اخوان/ بار نادیده سیر زود برفت، دیر ننشست نازنین مهمان/ غادر الحب حجة الاحباب، فارغ الخل، عشرة الخلان/

ماه فرخنده روی بر پیچید و علیک السلام یا رمضان/ الوداع ای زمان طاعت و خیر، مجلس ذکر و محفل قرآن/ مُهر فرمان ایزدی بر لب، نفس در بند و دیو در زندان

در شعر غنایی نیز سعدی از مضمون روزه و ماه نو بی بهره نبوده و هلال ابروی دوست را هلال عید خود یافته است و می گوید: 

هر که را خاطر به روی دوست رغبت می کند، بس پریشانی بباید بردنش چون موی دوست/ دیگران را عید اگر فرداست ما را ز این دهست، روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست

لسان الغیب حافظ شیرازی را می توان در پرداختن به هلال ماه شوال و عید فطر و برگرفتن مضامین عرفانی و عاشقانه با استفاده از این فرصت، یکی از بهترین شاعران ایران زمین دانست که با اشعاری شیرین، موقعیت هلال ماه نو را به تصویر کشیده است:

عید است و آخر گل و یاران در انتظار، ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار/ دل برگرفته بودم از ایام گل ولی، کاری بکرد همت پاکان روزه دار/ 

گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هست، از می کنند روزه گشا طالبان یار/ حافظ چو رفت روزه و گل نیز می رود، ناچار باده نوش که از دست رفت کار/

حافظ شیرین سخن غزل دیگری با موضوع روزه و عید فطر دارد که مطلع آن اینچنین است:

روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست/ می زخمخانه به جوش آمد و می باید خواست

البته علاوه بر شاعران گذشته، شعرهای خاصی نیز با مضامین عاشقانه در خصوص رویت هلال ماه شوال سروده شده است که این شعر ˈبر سر بام بیا گوشه ابرو بنما، روزه گیران جهان منتظر ماه نو اندˈ از آن جمله به شمار می آیند.

و این رباعی زیبا از بیدل دهلوی نیز در وصف عاشقانه هلال ماه شوال و عید فطر قابل توجه است:

عید آمده هر کس پی کار خویش است، می نازد اگر غنی و گر درویش است/ من بی تو به حال خود نظرها کردم ، دیدم که هنوزم رمضان در پیش است 

در این نگاه عاشقانه، شاعران هلال ماه نو و ابروی معشوق را دستمایه تشابه و استعارات خود کرده اند و با استفاده از فرصت ماه نو، ابروی یار را نیز یادآور شده اند:

ˈهلال عید می بینی و من پیوسته ابرویت، مبارک باد بر تو عید و بر من دیدن رویتˈ 

در اشعار ترکی و آذری نیز کمابیش توجه ویژه ای به ماه نو و هلال ماه شوال و عید سعید فطر شده که این امر در شعر معاصر، نمود بیشتری دارد.

اروجلوق بایرامی گلدی بشارت سیزلره یاران، بیر آی پاداشینی پروردگار ایستیر ویره الان

(عید رمضان آمد بشارت بر شما یاران - پاداش این ماه را خداوند می دهد الان)

بیر آی اولدوخ قوناق اللهین امرین ایلدوق اجرا، اولا مین شوکر توفیق عبادت ایلدی احسان

(یک ماه میهمان خدا شدیم و امرش را اجرا کردیم - هزاران شکر توفیق عبادت کرده است احسان) 

قوشولدوخ بیزده ابراره هوای نفسی خوار ایتدوق، اروج دوتدوخ عبادت ایلدوق اولدو نقدر امکان

(در داخل ابرار جای گرفتیم و هوای نفس را خوار کردیم - روزه گرفتیم و عبادت کردیم تا حدی که داشت امکان)

اگر چی هئچ عبادت شانینه لایق اولا بیلمز، باغیشلار بنده نین تقصیرینی اول ایزد منان

(اگرچه هیچ عبادتی لایق شان و منزلت خداوند نیست - تقصیرات بنده اش را می بخشد آن ایزد منان)

گتورمز بنده نین عیبین یوزه ستار و رحماندور، باغیشلار هر نقدر اولسا گناهی قادر منان

(عیب بنده اش را به رویش نمی آورد ستار و رحمان است - می بخشد گناهش هرچه باشد قادر منان)

بو درگهده قوناقیله قوناقه فرق قویمازلار، اولار احوالینه شامل قوناقین رحمت و احسان

(در این درگاه بین مهمانان فرق نمی گذارند - شامل احوال مهمان می شود رحمت و احسان)

نه ایستیرسن گل ایسته خرمن غفران و رحمتدی، بیره مین اجریوی ویرسین قوتارسین جانیوی اوتدان

(هرچه می خواهی بخواه، اینجا خرمن غفران و رحمت است - یک به هزار پاداش می دهد تا از آتش دوزخ برهی)

این شعر مشتی از خروارها شعر در وصف عید فطر در زبان آذری است که برای شناساندن ظرفیت های شعر آذری در این خصوص ارائه شده است.

با این اوصاف، خواندن یک شعر تکراری در وصف عید سعید فطر را می توان اجحاف در حق این روز بزرگ و شاعران دیرین و نزدیک ایران زمین دانست.

                                                                                   از سیده فاطمه سجادی





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 5 مرداد 1393 :: توسط : نادر شیرازی
( کل صفحات : 23 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: نادر شیرازی
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
نظرسنجی
با سلام- ضمن تشکر از شما لطفاجهت ارتقاء سطح کیفی مطالب وبلاگ نظر خود را بیان کنید. با تشکر





آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو