تبلیغات
ادبیات-شعر-مناجات
 
ادبیات-شعر-مناجات
iهرکس که هوای کوی دلبر دارد _ از سر بنهدهر آنچه در سر دارد_ ورنه بهزار چلّه ار بنشیند_ سودش ندهد که نفس کافر دارد
 
 

  









نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1391 :: توسط : نادر شیرازی


رسول خدا صلی الله علیه و آله، بر طرف کردن غم دیگران، آسان گرفتن بر تنگدست و پوشاندن راز دیگران، را سه کاری عنوان فرموده‌اند که خداوند آن را با رحمت خویش تلافی و جبران می‌کند.


به گزارش تسنیم،پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند:
هر کس غمى از غم‏‌هاى دنیا را از مسلمانى برطرف نماید، خداوند غمى از غم‏هاى روز قیامت را از او برطرف کند.
هر کس بر شخص تنگدستى آسان بگیرد، خداوند در دنیا و آخرت بر او آسان گیرد.
و هر کس راز مسلمانى را بپوشاند، خداوند در دنیا و آخرت راز پوش وى شود.

متن حدیث:

قال النبی صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله:
مَنْ نَفَّسَ مِنْ مُسْلِمٍ کُرْبَةً مِنْ کُرَبِ الدُّنْیا نَفَّسَ اللّه‏ُ عَنْهُ کُرْبَةً مِنْ کُرَبِ یَوْمِ الْقیامَةِ وَ مَنْ یَسَّرَ عَلى مُعْسِرٍ یَسَّرَ اللّه‏ُ عَلَیْهِ فِى الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ وَ مَنْ سَتَرَ عَلى مُسْلِمٍ سَتَرَ اللّه‏ُ عَلَیْهِ فِى الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ؛




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 26 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی








nuwruz






نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 22 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خطبه فدکیه را خواند و سپس رو به سوى قبر پیامبر کرد و فرمود: بعد از تو خبرها و مسائلى پیش آمد، که اگر بودى آنچنان بزرگ جلوه نمى‌‏کرد.... هر خاندانى که نزد خدا منزلت و مقامى داشت، نزد بیگانگان نیز محترم بود، غیر از ما. مردانى چند از امت تو همین که رفتى، و پرده خاک میان ما و تو حائل شد، اسرار سینه‏‌ها را آشکار کردند.

آنگاه حضرت فاطمه علیهاالسلام به خانه بازگشت و حضرت على علیه‏‌السلام در انتظار او به سر برده و منتظر طلوع آفتاب جمالش بود، وقتى در خانه آرام گرفت به حضرت على علیه‌‏السلام فرمود:

اى پسر ابوطالب! همانند جنین در شکم مادر، پرده‏‌نشین شده و در خانه اتهام به زمین نشسته‌‏اى، شاه‏پرهاى شاهین را شکسته، و حال آنکه پرهاى کوچک هم در پرواز به تو خیانت خواهد کرد.
این....است که هدیه پدرم و مایه زندگى دو پسرم را از من گرفته، با کمال وضوح با من دشمنى کرد، و من او را در سخن گفتن با خود بسیار لجوج و کینه‏‌توز دیدم، تا آنکه انصار حمایتشان را از من باز داشته، و مهاجران یاریشان را از من دریغ نمودند، و مردم از یاریم چشم‏‌پوشى کردند، نه مدافعى دارم و نه کسى که مانع از کردار آنان گردد، در حالى که خشمم را فروبرده بودم از خانه خارج شدم و بدون نتیجه بازگشتم.
آنروز که شمشیرت را بر زمین نهادى همان روز خویشتن را خانه‌‏نشین نمودى، تو شیرمردى بودى که گرگان را مى‏‌کشتى، و امروز بر روى زمین آرمیده‏‌اى
.....


متن حدیث:

ثم عطفت على قبر النبیّ صلى اللَّه علیه و آله، و قالت:
قَدْ کانَ بَعْدَکَ اَنْباءٌ وَهَنْبَثَةٌ - لَوْ کُنْتَ شاهِدَها لَمْ تَکْثِرِ الْخُطَبُ اِنَّا فَقَدْ ناکَ فَقْدَ الْاَرْضِ وابِلَها - وَ اخْتَلَّ قَوْمُکَ فَاشْهَدْهُمْ وَ لا تَغِبُ وَ کُلُّ اَهْلٍ لَهُ قُرْبی وَ مَنْزِلَةٌ - عِنْدَ الْاِلهِ عَلَی الْاَدْنَیْنِ مُقْتَرِبُ اَبْدَتْ رِجالٌ لَنا نَجْوى صُدُورِهِمُ - لمَّا مَضَیْتَ وَ حالَتْ دُونَکَ التُّرَبُ تَجَهَّمَتْنا رِجالٌ وَ اسْتُخِفَّ بِنا - لَمَّا فُقِدْتَ وَ کُلُّ الْاِرْثِ مُغْتَصَبُ وَ کُنْتَ بَدْراً وَ نُوراً یُسْتَضاءُ بِهِ- عَلَیْکَ تُنْزِلُ مِنْ ذِى‏الْعِزَّةِ الْکُتُبُ وَ کانَ جِبْریلُ بِالْایاتِ یُؤْنِسُنا- فَقَدْ فُقِدْتَ وَ کُلُّ الْخَیْرِ مُحْتَجَبُ فَلَیْتَ قَبْلَکَ کانَ الْمَوْتُ صادِفُنا- لَمَّا مَضَیْتَ وَ حالَتْ دُونَکَ الْکُتُبُ
ثم انکفأت علیهاالسلام و امیرالمؤمنین علیه‏السلام یتوقّع رجوعها الیه و یتطلّع طلوعها علیه، فلمّا استقرّت بها الدار، قالت لامیرالمؤمنین علیهماالسلام:
یَابْنَ اَبی‏طالِبٍ! اِشْتَمَلْتَ شِمْلَةَ الْجَنینِ، وَ قَعَدْتَ حُجْرَةَ الظَّنینِ، نَقَضْتَ قادِمَةَ الْاَجْدَلِ، فَخانَکَ ریشُ الْاَعْزَلِ.
هذا اِبْنُ اَبی‏قُحافَةَ یَبْتَزُّنی نِحْلَةَ اَبی وَ بُلْغَةَ ابْنَىَّ! لَقَدْ اَجْهَرَ فی خِصامی وَ اَلْفَیْتُهُ اَلَدَّ فی کَلامی حَتَّى حَبَسَتْنی قیلَةُ نَصْرَها وَ الْمُهاجِرَةُ وَصْلَها، وَ غَضَّتِ الْجَماعَةُ دُونی طَرْفَها، فَلا دافِعَ وَ لا مانِعَ، خَرَجْتُ کاظِمَةً، وَ عُدْتُ راغِمَةً.
اَضْرَعْتَ خَدَّکَ یَوْمَ اَضَعْتَ حَدَّکَ، اِفْتَرَسْتَ الذِّئابَ وَ افْتَرَشت التُّرابَ، ما کَفَفْتَ قائِلاً وَ لا اَغْنَیْتَ باطلاً وَ لا خِیارَ لی، لَیْتَنی مِتُّ قَبْلَ هَنیئَتی وَ دُونَ ذَلَّتی، عَذیرِىَ اللَّهُ مِنْکَ عادِیاً وَ مِنْکَ حامِیاً.


« احتجاج،ج1، ص253- شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید،ج 16، صِ263»
مطالب مرتبط




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 16 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 16 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 16 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی

قال علی علیه السلام :

1.احسن الی المسی تسده

هر كه بد كرد با خود كرد تو نكویی كن و از آن بگذر
نیكویی كن به بد كننده ی خویش كز نكویی شوی بر او مهم تر

2.ومن كلامه،ادب المرء خیر من ذهبت

ادب آموز و مال را بگذار زینت مرد باشد از ادبش
نزد ارباب دین و دانش هست ادب مرد بهتر از ذهبش

3.اخوان هذا الز‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍مان جواسیس العیوب

دوست مشمار آن جماعت را كه به تو یارو آشنا باشند
دوستان و برادران زمان جمله جاسوس عیبها باشند

4.و من كلامه بشر نفسك بالظفر بعدا لصبر

در همه كار صبرباید كرد كه بود صبر از همه بهتر
مژده ده نفس خویش را آخر كه پس از صبر میرسی به ظفر

5.توكل علی الله یكفیك

تكیه بر كار روزگار مكن تا نسازد ز عمر بیزارت
رو توكل به حضرت حق كن تا كفایت كند همه كارت

6.و من كلامه (ع)،تاكید الموده فی الحرمه

با همه مردان به حرمت باش تا بدارند جمله حرمت تو
حرمت دوست را نگه می دار تا مؤكد شود محبت تو

7.ثبات الملك با لعدل

ملك اگربایدت عدالت كن هست وابسته ذات ملك به عدل
ملك ویران شود ز بی عدلی بود آری ثبات ملك به عدل

8.و من كلامه:ثواب الاخره خیر من نعیم الدنیا

در جهان كار آخرت می كن بایدت گر ثواب روز جزا
زان كه باشد ثواب ان دنیی بهتر از جمله نعمت دنیا

9.جمال المرء فی الحلم

بردباری خوش است مردم را كارها را مدار بر حلب است
خواری آمد نتیجهی سبكی زینت و زیب مرد درحلب است





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 16 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی

چگونه می ‏‏‏توان از مقام آن بزرگوار پرده برداشت که پیامبر اسلام در زمان حیاتش با او معامله یک کامل مطلق می ‏‏‏کرد و پس از رحلت شریفش بحسب روایات معصومین چون روایت کافی از حضرت ابی ‏‏‏عبد الله صادق علیه صلوات‏‏‏ الله که فرمود فاطمه (ع) بعد از رسول خدا صلی‏‏‏ الله علیه و آله و سلم هفتاد و پنج روز زنده بود و سخت در فراق پدر محزون بود و پیاپی جبرئیل نزد آن حضرت می ‏‏‏آمد و در عزای پدر بزرگوار او تسلیت نیکو می ‏‏‏داد.

اسرار الهی در صحیفۀ فاطمیه

متن نامه عرفانی امام خمینی به همسر مرحوم حاج سید احمد خمینی


بسم‏‏‏ الله ‏‏‏الرحمن‏ ‏‏الرحیم

ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة و قنا عذاب النار

دختر عزیزم فاطی و دیگر از ویژگی‏‏‏ های تو آن است که یک مطلب را آنقدر تعقیب می‏‏‏ کنی و اصرار در اجراء آن داری که هیچ عذری پذیرفته نیست و از یک پیر درمانده تهی ‏‏‏دست از معارف و معالم الهی آنرا می ‏‏‏خواهی که یک عارف بلندپایه و یک فیلسوف پرمایه از نزدیک شدن به آن عاجز است. دربارۀ شخصیتی که هزار بعد الهی دارد که معرفت به هر بعد آن از حیطۀ قلم و زبان خارج است چه می‏‏‏ توان گفت و چه می ‏‏‏توان فهمید. شخصیت زهرای مرضیه و صدیقه طاهره (ع) را کسی نشناسد جز آنانکه دارای ابعاد الهی تا آخرین نقطۀ آن باشند و آن نیست جز پیامبران اولی ‏‏‏العزم و خلص اولیاء همچون معصومین علیهم صلوات‏‏‏ الله. او از مرتبه غیب احدیت ظاهر و تا آخرین نقطۀ شهود جلوه‏‏‏گر و از ادنی مرتبه شهود تا مرتبۀ اعلاء غیب مُتیّم دائره است چون خلص اولیاء علیهم سلام‏‏‏ الله و هر عارف یا فیلسوف یا عالم که دعوی معرفت مقام مقدس او کند در خطا و اشتباه بسر می ‏‏‏برد.





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 13 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی



یه شبِ مهتاب

                ماه میاد تو خواب

منو می‌بره

            کوچه به کوچه

 

باغِ انگوری

              باغِ آلوچه

دره به دره

            صحرا به صحرا

اون جا که شبا

                پُشتِ بیشه‌ها

یه پری میاد

              ترسون و لرزون

پاشو می‌ذاره

               تو آبِ چشمه

شونه می‌کنه

                مویِ پریشون...

 

۲

یه شبِ مهتاب

             ماه میاد تو خواب

منو می‌بره

            تَهِ اون دره

اون جا که شبا

              یکه و تنها

تک‌درختِ بید

           شاد و پُرامید

می‌کنه به ناز

          دسشو دراز

که یه ستاره

            بچکه مثِ

                        یه چیکه بارون

به جایِ میوه‌ش

                نوکِ یه شاخه‌ش

                                  بشه آویزون...

 

۳

یه شبِ مهتاب

                ماه میاد تو خواب

منو می‌بره

              از تویِ زندون

مثِ شب‌پره

                 با خودش بیرون،

می‌بره اون جا

که شبِ سیا

تا دَمِ سحر

شهیدایِ شهر

با فانوسِ خون

               جار می‌کشن

تو خیابونا

سرِ میدونا:

 

«ــ عمویادگار!

                مردِ کینه‌دار!

                             مستی یا هشیار

                                           خوابی یا بیدار؟»

 

مستیم و هشیار

                شهیدای شهر!

خوابیم و بیدار

                شهیدای شهر!

آخرش یه شب

                    ماه میاد بیرون،

از سرِ اون کوه

                  بالایِ دره

رویِ این میدون

                      رد می‌شه خندون

 

یه شب ماه میاد

یه شب ماه میاد...

 

احمد شاملو





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 13 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی


14 منزلت حضرت زهرا (س) از دیدگاه پیامبر(ص)


1- فاطمه (س) پاره تن پیامبر(ص)

بخاری در صحیح خود از ولید ابن عیینه از عمر بن دینار از ابی ملیکه از مسور بن مخرمه از پیامبر(ص) نقل کرده که فرمود:

فاطمةُ بضعةُ مِنّی فَمَن أغضَبها أغضبنی؛1

فاطمه (س) پاره تن من است هر که او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.

2- فاطمه (س) قلب پیامبر(ص)

حسن بن سلیمان در کتاب محتضر از تفسیر ثعلبی از مجاهد از پیامبر(ص) روایت کرده که روزی آن حضرت از خانه خود بیرون آمد و در حالی که دست فاطمه (س) را گرفته بود، چنین فرمود:

«هر که این را می شناسد که شناخته است و هر که وی را نمی شناسد بداند: این فاطمه (س) دختر محمّد است و او پاره تن من می باشد، او قلب من است که در بین دو پهلوی من قرار گرفته است؛ پس هر که او را آزار دهد مرا آزار داده و هر که مرا آزار دهد خدای را آزار داده است».2

3- فاطمه (س) تار موی پیامبر(ص)

جابر بن عبدالله گوید: پیامبر(ص) فرمود:

فاطمةُ شعرة منّی؛فَمَن آذی شعرة منّی،فَقَد آذانی و مَن آذانی فَقَد آذَی الله و مَن آذی الله لَعَنَهُ اللهُ مِلئَ السّموات و الأرض؛3

فاطمه (س) تار موی من است و هر که به تاری از موهای من آزار برساند مرا آزار رسانده و هر که مرا آزار رساند خدا را آزار رسانده است و هر که به خدا آزار برساند، خداوند به اندازه آسمان ها و زمین او را لعنت خواهد کرد.

4- فاطمه (س) نور چشم پیامبر(ص)

ابن فتال نیشابوری ضمن حدیثی از پیامبر(ص) آورده است که به حضرت علی (ع) فرمود:

یا علیّ! إنَّ فاطمةَ بضعةٌ مِنّی و هی نورُ عینی وَ ثَمَرةُ فؤادی؛4

علی جان! فاطمه (س) پاره ی تن من و نور چشم و میوه ی دلم می باشد.

5- فاطمه (س) مایه سُرور پیامبر(ص)

امام حسین (ع) از پیامبر(ص) روایت کرده است که فرمود:

فاطمةُ بَهجَةُ قلبی و إبناها ثَمَرةُ فُؤادی و بَعلُها نورُ بَصَری؛5

فاطمه (س) مایه سُرور و خوشحالی من می باشد، همچنین دو فرزندش میوه دلم و همسرش نور چشمم می باشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی



حضرت عبدالعظیم حسنی از حسن بن عبدالله از یونس بن ظبیان از
امام جعفر صادق علیه السلام نقل می‌کند که فرمود:
حضرت فاطمه(س) را در پیشگاه خداوند متعال نُه اسم است: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه، زهرا.
سپس فرمود: آیا می‌دانی چرا او فاطمه نامیده شده است؟
گفتم: شما بفرمایید ای آقای من.
فرمود: چون از هر شر و بدی به دور است.
و آنگاه فرمود: اگر امیرالمومنین(ع) با او ازدواج نکرده بود در روی زمین تا روز قیامت هیچ همسر و همتایی در میان بنی آدم برای او نبود.



 متن حدیث: 

حدثنا ابن المتوکل، عن السعد آبادی، عن البرقی عن عبدالعظیم حسنی عن الحسن بن عبدالله عن یونس بن ظبیان قال ابوعبدالله علیه السلام:
لفاطمة علیها السلام تسعة اسماء عندالله عزوجل: فاطمة و الصدیقة و المبارکة و الطاهرة و الزکیة و الرضیة و المرضیة و المحدثة و الزهراء.
ثم قال: تدری لای شیء سمیت فاطمة علیها السلام؟
قلت: اخبرنی یا سیدی.
قال: فطمت من الشر.
قال: ثم قال علیه‌السلام: لولا ان امیرالمومنین علیه السلام تزوجها لما کان لها کفو علی وجه الارض الی یوم القیامة آدم فمن دونه.


 




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 11 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی

در یاد منی حاجت باغ و چمنم نیست

جایی که تو باشی خبر از خویشتنم نیست

اشکم که به دنبال تو آواره ی شوقم

یارای سفر با تو و رای وطنم نیست

این لحظه چو باران فرو ریخته از برگ

صد گونه سخن هست و مجال سخنم نیست

بدرود تو را انجمنی گرد تو جمع اند

بیرون ز خودم راه در آن انجمنم نیست

دل می تپدم باز درین لحظه ی دیدار

دیدار ‚ چه دیدار ؟ که جان در بدنم نیست

بدرود و سفر خوش به تو آنجا که رهاییست

من بسته ی دامم ره بیرون شدنم نیست

در ساحل آن شهر تو خوش زی که من اینجا

راهی به جز از سوختن و ساختنم نیست

تا باز کجا موج به ساحل رسد آن روز

روزی که نشانی ز من الا سخنم نیست

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی

گلستان سعدی, شعرهای عاشقانه سعدی

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

باری به چشم احسان در حال ما نظر کن

کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را

سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت

حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را

من بی تو زندگانی خود را نمی‌پسندم

کسایشی نباشد بی دوستان بقا را

چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد

آب از دو چشم دادن بر خاک من گیا را

حال نیازمندی در وصف می‌نیاید

آن گه که بازگردی گوییم ماجرا را

بازآ و جان شیرین از من ستان به خدمت

دیگر چه برگ باشد درویش بی‌نوا را

یا رب تو آشنا را مهلت ده و سلامت

چندان که بازبیند دیدار آشنا را

نه ملک پادشا را در چشم خوبرویان

وقعیست ای برادر نه زهد پارسا را

ای کاش برفتادی برقع ز روی لیلی

تا مدعی نماندی مجنون مبتلا را

سعدی قلم به سختی رفتست و نیکبختی

پس هر چه پیشت آید گردن بنه قضا را







نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی

اشعار فریدون مشیری , شعرهای عاشقانه

چرا از مرگ می ترسید
چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید

 

مپندارید بوم نا امیدی باز
به بام خاطر من می کند پرواز

مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است


مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است...
بهشت جاودان آن جاست
جهان آنجا و جان آنجاست...


نه فریادی نه آهنگی نه آوایی
نه دیروزی نه امروزی نه فردایی
جهان آرام و جان آرام

 

زمان در خواب بی فرجام
خوش آن خوابی که بیداری نمی بیند
سر از بالین اندوه گران خویش بردارید

 

در این دوران که آزادگی نام و نشانی نیست
در این دوران که هر جا هر که را زر در ترازو ،زور در بازوست
جهان را دست این نامردم صدرنگ بسپارید

 

که کام از یکدیگر گیرند و خون یکدیگر ریزند 
همه بر آستان مرگ راحت سر فرود آرید
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید

 

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید
چرا از مرگ می ترسید!





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی

گل امید
هوا هوای بهار است و باده باده ء ناب
به خنده خنده بنوشیم جرعه جرعه شراب


در این پیاله ندانم چه ریختی ، پیداست
که خوش به جان هم افتاده اند آتش و آب


فرشته روی من ، ای آفتاب صبح بهار
مرا به جامی از این آب آتشین دریاب


به جام هستی ما ، ای شراب عشق بجوش
به بزم ساده ما ، ای چراغ ماه بتاب


گل امید من امشب شکفته در بر من
بیا و یک نفس ای چشم سرنوشت بخواب


مگر نه خاک ره این خرابه باید شد
بیا که کام بگیریم ازین جهان خراب






نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393 :: توسط : نادر شیرازی


*

دوست میدارم که با خویشان خود بیگانه باشم
همدم عقلم چرا همصحبت دیوانه باشم
دل به هر کس کی سپارم من در دلها مقیم
تا نتوانم شمع مجلس شد چرا پروانه باشم
آزمودم آشنایان را فغان از آشنایی
آرزومندم که با هر آشنا بیگانه باشم
مرغ خوشخوانم وگر در حلقه زاغان نشینم
کی توانم لحظه ای در نغمه مستانه باشم
مردمی گم شد میان آشنایان از تو پرسم
با چنین نامردمان بیگانه باشم یا نباشم  

مهدی سهیلی

 *





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 14 دی 1393 :: توسط : نادر شیرازی
( کل صفحات : 24 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: نادر شیرازی
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
نظرسنجی
با سلام- ضمن تشکر از شما لطفاجهت ارتقاء سطح کیفی مطالب وبلاگ نظر خود را بیان کنید. با تشکر





آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو